محمد مفيد مستوفى بافقى
104
جامع مفيدى ( فارسى )
بيان مجملى از احوال سادات نوربخش مؤلف تاريخ افادات اياب « حبيب السير » مرقوم قلم فيروزى رقم گردانيده كه سيد جعفر ولد اكبر سيد محمود نوربخش بود و به لطف طبع و صفاى ضمير اتصاف داشت . در زمان خاقان منصور سلطان حسين ميرزا بدار السلطنهء هراة تشريف آورده منظور نظر اعزاز و احترام آن پادشاه عالىمقام گشت و امراى عظام و صدور كرام جهت مدد معاش آنجناب هرساله مبلغ پنج هزار دينار كپكى و دويست خروار غله مقرر ساختند . سيد جعفر از غايت علو همت سر بدان مبلغ و مقدار فرود نياورد و در خشم شده عزيمت ديار عربستان كرد . اين مطلع از منظومات اوست كه ، بيت : ترك من دست چو بر خنجر بيداد برد * تشنه را آب زلال خضر از ياد برد شاه قاسم نوربخش نيز ولد ارشد حضرت ولايت پناه سيد محمود نوربخش و برادر خردتر سيد جعفر بود . لوامع انوار شمايل نبوى از [ 89 ب ] ناصيهء حالش ظاهر ، و لوايح آثار فضائلمآب مرتضوى از جمال با كمالش با هر ؛ مرآت ضمير منيرش عكس پذير صورت ولايت و ارشاد ، و فضاى خاطر مهر تنويرش مظهر فروغ كرامت و اجتهاد . و آنجناب در زمان فرخنده نشان خاقان منصور سلطان حسين ميرزا از عراق به خراسان تشريف آورده ، آن پادشاه عاليشان در تعظيم و تكريم خدام ذوى الاحترامش مبالغه فرمود و ميرزا كجيك دست ارادت در دامن متابعتش زده همواره از باطن سيادت ميامنش اقتباس انوار سعادت مىنمود . بعد از مدتى بر وفق حديث « حب الوطن من الايمان » به صوب عراق شتافت و در ولايت رى متمكن گشته پرتو لطف و احسانش بر ساكنان آن حدود تافت . و چون شاه دينپناه و خاقان عاليجاه ابو البقا سلطان شاه اسمعيل صفوى لواى كشورگشايى برافراخت آنجناب را كما ينبغى مشمول مراحم بيدريغ گردانيده [ 90 الف ] از سادات عالم و منتسبان دودمان حضرت خاتم صلى اللّه عليه و آله و سلم به مزيد انعام و اكرام مستثنى و ممتاز ساخت و شاه قاسم در ظلال دولت ابدى الاتصال در كمال فراغ بال